از اسفند پارسال دوستی منو محمد هفت سالو تموم کرد و وارد هشت سال شد و این برام جالب بود ک تو این همه سال من فقط ی ساله ک با محمد راحت شدم یعنی رفیق تر شدم یعنی راستش قبل محمد بلد نبودم چون همیشه ترس داشتم وارد یک رابطه جدی بشم تا اینکه محمد اومد و کلا دیدم به زندگی عوض شد اینکه میگن بعد ی مدت بخوای نخوای ی جورایی شبیه ب شریک عاطفیت میشی رو تایید میکنم. بخاطر همین برای همه دعا میکنم که شریک خوبی قسمت تون بشه.

محمد از لحاظ اخلاق و رفتار تغریبا مثل بودم بود یعنی زمینه اخلاقی مون یکی بود خیلی از اخلاقامونم ب مرور زمان شبیه بهم شد

اما اینم بگم سختی هم زیاد داشتیم تا ب درک از هم رسیدیم. بنظرم عشق درست از همون لحظه ایی شروع میشه که همه چی سخت میشه اون موقعه اگه بازم ادامه پیدا کرد اسمشو بزارید عشق.

بعضی ها میان میگن خیلی عاشقم بود ها ولی نمیدونم چیشد رفت یا خیانت کرد یا....

بنظرم تعریف عشق از دوست داشتن جداست

عشق یعنی من دوستت دارم با هرآن چیزی که هستی یعنی تو رو برای وجود خودت میخوام نه هیچ چیز دیگه ایی این میشه عشق.

ولی دوست داشتن یعنی من تورو برای یک ویژگی یا چندین ویژگی که در تو هست دوست دارم یعنی چی؟ یعنی از قیافت خوشم اومده از صدات از.... حالا اگر روزی دیگه این ویژگی های تو برام جذابیتی نداشت یا از بین رفت توهم برای من تموم میشی حتی کسانی که بعد از چندین سال از هم جدا میشن دقیقا با همین طرز فکر وارد رابطه میشن.

این تعریف من از عشق بود.💚

اگر دیدین کسی سال ها با یاد و خاطرات کسی زندگی میکرد بهش نخندید اون آدم یه عاشق واقعیه❤️