زندگی ماشینی...

اینکه هر روز صبح از تخت‌ خواب بیرون بیای تا هربار و هربار با همون چیزای همیشگی روبرو بشی؛ واقعا شجاعت بزرگی می‌ طلبه!

چارلز بوكفسکی


انگار این جمله رو برای من نوشته با تمام وجودم درکش میکنم و چیزی که از همه بیشتر آزار دهندس اینکه تمام عمر همینه نه فقط یک ماه دو ماه یا یک سال اینکه تمام طول عمرت هیچ وقت پات رو از شهری که توشی بیرون نزاری و نتونی که بری خیلی بده خیلی زیاد غم انگیزه بنظرم این یک مجازات خیلی بزرگه من دارم تو این خونه تو این شهر بین این آدما مجازات میشم به چه جرمی نمی‌دونم به چه حقی نمی‌دونم

یعنی میشه روزی برای همیشه اینجا رو ترک کنم

میشه روزی جاهای مختلف دنیارو ببینم

این غم همیشه روی دلم سنگینی می‌کنه کاش محمد با رفتن به روستا و زندگی توی اون خونه رو قبول میکرد کاش از رفتن به اونجا متنفر نبود کاش با شروع یک زندگی جدید دوباره چراغ اون خونه رو روشن میکرد کاش از بلند پروازی دست برمی‌داشت کاش میدونست زندگی همونجاس و ته هر ماجراجویی به هیچی ختم میشه آدما هرچی بیشتر تو امکانات غرق میشن بی رحم تر و سرد تر میشن کم کم خودشونم فراموش میکنن دست و پا زدن برای هیچی داره حالمو بهم میزنه

حتی مطمعنم که بچم اونجا انسان موفق تری میشه حتی با کمترین امکانات مگه خود محمد همونجا بزرگ نشد

می‌دونم محمد بخاطر سختی هایی که کشیده اونجارو دوست نداره و دلش یک زندگی با امکانات و مرفه میخواد ولی من میگم زندگی توی شهر و با امکانات از ما یک مشت ربات میسازه نه انسان هرچی بیشتر میگذره بیشتر به این باور میرسم شاید روزی محمد هم به همین نظر رسید .

ولی جدای از همه ی این حرف ها حرف دلمو بزنم

برام هرجایی که محمد باشه و آرامش داشته باشه بهشته اصن بگه نغمه من می‌خوام برم تو دل جهنم زندگی کنم میگم باشه چون تو هستی میام بهشت من جاییه که تو اونجا باشی فقط بیا منو ببر

تا ذوقی به دلم مونده بیا تا امیدی به دلم هست بیا💚🍀

تیک تاک ساعت نیست،تیک تاک عمرمونه...

کاش یک نفر هر روز این جمله رو بهمون یادآوری میکرد

ما تنها غباری در کل جهان هستیم

عشق بورزیم شاد باشیم 🤍 ✨

همه ی ما میایم که یه روزی بریم . لطفاً زندگی کنید ♥️

روز های بی‌تو...

گر بَرکَنَم دل از تو و بَردارم از تو مِهر

آن مِهر بَر کِه افکنم؟ آن دل کجا بَرَم؟

دعا میکنم دلت اندازه من تنگ نباشه

چشمای قشنگت همیشه از خوشی برق بزنه

یه چیزی بگم ناراحت نمیشی

هیچی و هیچ کس جای خالی تو پر نمیکنه

بخدا:((

این شعر همیشه با صدای تو ،تو گوشم زمزمه میشه💚✨

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک

هستیم زآلودگی ها کرده پاک

ای تپش های تن سوزان من

آتشی در سایهء مژگان من

ای ز گندمزارها سرشارتر

ای ز زرین شاخه ها پر بارتر

ای در بگشوده بر خورشیدها

در هجوم ظلمت تردیدها

با توام دیگر ز دردی بیم نیست

هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست

ای دل تنگ من و این بار نور؟

هایهوی زندگی در قعر گور؟

ای دو چشمانت چمنزاران من

داغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم

هرکسی را تو نمی انگاشتم

درد تاریکیست درد خواستن

رفتن و بیهوده خود را کاستن

سر نهادن بر سیه دل سینه ها

سینه آلودن به چرک کینه ها

در نوازش، نیش ماران یافتن

زهر در لبخند یاران یافتن

زر نهادن در کف طرارها

آه، ای با جان من آمیخته

ای مرا از گور من انگیخته

چون ستاره، با دو بال زرنشان

آمده از دور دست آسمان

جوی خشک سینه ام را آب تو

بستر رگهایم را سیلاب تو

در جهانی اینچنین سرد و سیاه

با قدمهایت قدمهایم براه

ای به زیر پوستم پنهان شده

همچو خون در پوستم جوشان شده

گیسویم را از نوازش سوخته

گونه هام از هرم خواهش سوخته

آه، ای بیگانه با پیرهنم

آشنای سبزه زاران تنم

آه، ای روشن طلوع بی غروب

آفتاب سرزمین های جنوب

آه، آه ای از سحر شاداب تر

از بهاران تازه تر سیراب تر

عشق دیگر نیست این، این خیرگیست

چلچراغی در سکوت و تیرگیست

عشق چون در سینه ام بیدار شد

از طلب پا تا سرم ایثار شد

این دگر من نیستم، من نیستم

حیف از آن عمری که با من زیستم

ای لبانم بوسه گاه بوسه ات

خیره چشمانم به راه بوسه ات

ای تشنج های لذت در تنم

ای خطوط پیکرت پیرهنم

آه می خواهم که بشکافم ز هم

شادیم یک دم بیالاید به غم

آه، می خواهم که برخیزم ز جای

همچو ابری اشک ریزم های های

این دل تنگ من و این دود عود ؟

در شبستان، زخمه های چنگ و رود ؟

این فضای خالی و پروازها؟

این شب خاموش و این آوازها؟

ای نگاهت لای لائی سِحر بار

گاهوار کودکان بیقرار

ای نفسهایت نسیم نیمخواب

شسته از من لرزه های اضطراب

خفته در لبخند فرداهای من

رفته تا اعماق دنیا های من

ای مرا با شور شعر آمیخته

اینهمه آتش به شعرم ریخته

چون تب عشقم چنین افروختی

لاجرم شعرم به آتش سوختی.💚✨

فروغ فرخزاد

سمفونی مردگان...

به اینجای داستان رسیدم که سرملینا از عمق عشقش به آیدین می‌گوید:آیا مادرش هم همان قدر که من دوستش دارم دوستش داشت؟!

یاد محمد افتادم یعنی کسی در زندگی اش بوده که آن طور که من نگاهش میکردم نگاهش کرده باشد غرق در چشمانش شده باشد تک تک اجزای صورتش را از حفظ باشد یا حتی از قصد خال روی گونه اش را بوسیده باشد یا بوی تنش را با تمام وجود به مشام کشیده باشد؟نمیدانم اما من جز به جز در هر دیدار زندگی اش کردم با تمام وجودم.:)

به امید روز هایی که شاید....

خواستم راجب سیاست بنویسم دیدم نمیشود

قلمم از عشق نوشته از انسانیت از آرزو از امید از روزهای خوب نمی‌تواند از جنگ خشونت و سیاست بنویسد

مارا چه به سیاست ...

میدونید به نظرم انسان ها هرچیزی که هستن از بدو تولد همانند یعنی وقتی یک لوبیا کاشته میشه ما نمی‌تونیم منتظر رشد یک نخود از زیر خاک باشیم انسان ها هم همینطور هستن در وجودشان باید چیزی باشد که آن را دنبال کنند

به نظرم خودمان باشیم اینطور آرام تر خواهیم بود.

دلم میخواهد شعر بگویم برای چشم هایش داستان بنویسم داستان زندگی ام را نمیدانم شاید کار درستی نباشد رنج های من چیزی برای نوشتن ندارد اما شاید چند سال بعد در نیمه ی دوم زندگی ام اوضاع فرق کرد جهان روی خوشش را به من نشان داد آن وقت شاید نوشتم داستانی با پایان خوش.

دوست دارم خونه آیی در کوهستان داشته باشم آنجا که صدایت برمیگردد وقتی فریاد میزنی آیا هنوز هم امیدی هست و آن وقت میشنویی ،هست،هست،هست

ما در زندگی شهری و در تجملات مسخره غرق شده آییم و هر روز بیشتر از روز قبل زندگی مان را میبازیم بی آن که بدانیم چه می‌خواهیم بی آن که زندگی کنیم.

مولانا...

دگرباره بشوریدم، بدان سانم به جان تو

که راه خانه خود را، نمی دانم به جان تو

من آن دیوانه ی بندم، که دیوان را همی‌بندم

زبان عشق می‌دانم، سلیمانم به جان تو

چو تو پنهان شوی از من، همه تاریکی و کفرم

چو تو پیدا شوی بر من، مسلمانم به جان تو

چو آبی خوردم از کوزه، خیال تو در او دیدم

وگر یک دم زدم بی‌تو، پشیمانم به جان تو💚✨

نا گفته های دلم....

من تنها کاری که از دستم برمی آمد دوست داشتن،وفاداری،و گذشت بود.اما تو خیلی کارها میتوانستی انجام بدی و ندادی

میتوانستی برای همیشه مرد زندگی من بمانی میتوانستی با بودنت و تلاشت خوشبختمان کنی،میتوانستی پدر بچه هایمان باشی،میتوانستی پناهم باشی،میتوانستی باشی اما نخواستی چون همیشه ترس یک قدم از تو جلوتر بود کاش من جای تو بودم اون وقت روبروی تمام دنیا بخاطرت می ایستادم تا بدانی که چقدر دوستت دارم حتی اگر دلم به بودنت قرص نبود این کار را می‌کردم

آری عزیز تر از جانم عشق ارزش هر جنگی را دارد میدانی این حرف هارا چه کسانی گفتند کسانی که خیلی راحت از عشق شان گذشتند و چند سال بعد دل شأن میخواست به عقب برگردند و همه چیز را درست کنند اما دیگر دیر شده بود خیلی دیر ....

اگر از من بپرسند چجوری بفهمیم کسی عاشقمان شده میگم براش مهم نیست اهل کجایی قدت بلنده یا کوتاه پوستت روشنه یا تیره یا به چه زبانی حرف میزنی یا چقدر تحصیلات داری یا کجا زندگی می‌کنی تورو فقط و فقط برای وجود خودت میخواد و هیچ دلیلی برای دوست داشتنت پیدا نمیکنه آره بچه ها من محمد رو اینجوری دوست داشتم و دارم 💚 نمی‌خوام بگم یک انسان کامله نه اونم یه آدمه مثه همه بدی های خودش رو داره خوبی های خودش هم داره اما من بین هشت میلیارد آدم فقط اونو میبینم .کاش اونم منو همینطور میدید کاش با خودش می‌گفت من میتونم به هرچی بخوام برسم هرچیزی رو تو دنیا به دست بیارم ولی عشق از ته دل رو نه گاهی با خودم میگم محمد منو به چی باخت به کی باخت کاش ارزش داشته باشن کاش هیچ وقت پشیمون نشه.

ازدواج نکنید کسی را دوست نداریداگراز سر تنهایی از روی اجبار از روی ترس از حرص پول از سر لجبازی از سر وابستگی از سر شهوت اشتباه محض است هرگز این اشتباه را نکنید

یه جایی خواندم نوشته بود:

اگر ازدواجی بدون عشق صورت بگیرد قطعاً

روزی عشقی بدون ازدواج صورت میگیرد

زندگی به کام دل تون🤍🍀✨

مولانا....

اگر آتش است یارت تو بُرو در او هَمی‌سوز

به شبِ فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز

تو مخالفت همی‌کِش تو موافقت همی‌کُن

چو لباسِ تو دَرانَند تو لباسِ وصل می‌دوز

تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید

تو یکی نِه‌ای هزاری تو چراغِ خود برافروز

اشعار مولانا همیشه تو دلتنگی هام جوابه:)

برای همه آرامش و سلامتی می‌خوام

برای تو بیشتر عزیزم هرجا که هستی 🙏💚✨آمیین

بی تو چ سخت میگذره...

یه دنیا حسرته با من

یه دنیا بغضِ تکراری...

یه دنیای پُر از آغوش

به دیروزم بدهکاری💚✨

خدایا شکرت...

قربونش برم مننننن انقد ذوق کردم عکسشو دیدم چقدر اونجا برف اومدههههه حتما خیلی هم قشنگ شده:))

کاش اونجا بودم چقدر دلم خواست :(

دلم براش قش رفت هم واسه خودش هم اون هوا :)

قربونت برم منننننننن زندگی 💚✨

قدر همو بدونید...

مشکل ما تو رابطه فقط یه چیزه فرار ما یاد گرفتیم تا یه چیزی میشه فرار کنیم .اینکه میگن خوش بحال قدیمی ها چقدر خوب بودن عاشق بودن یه باور غلط یه که خودمون ساختیم وگرنه اونا هم خیانت کردن دعوا داشتن نداری کشیدن ،سختی کشیدن،حتی خیلی وقت ها هم همدیگرو نمیفهمیدن اما فرار نکردن . دقیقا از همون جایی که فکر میکنن به درد هم نمیخورن و جدا میشن از همونجا عشق ،گذشت،و وفاداری شروع میشه

به نظرم آدم می‌تونه هزار بار با یک آدم شروع کنه و هر بار چیز بیشتری از عشق بفهمه تا اینکه هر دفعه وقتشو با آدمای نصفه نیمه تلف کنه.

به مرور رویا هاتون حتی فکر هاتونم شبیه میشه جوری که حتی باورتونم نمیشه ،یادمه اوایل رابطه من زیاد تمایلی به مهاجرت نداشتم ولی انقد محمد راجب این موضوع حرف زد که ناخودآگاه راهی رفتن شدم با اینکه دل کندن ازش برام سخت بود اما تو طول اون مسیر همش فکر میکردم محمد میاد حتما میاد و اونجا یک زندگی جدید رو شروع میکنیم برام لذت داشت چون هدفم باهاش مشترک شده بود .می‌خوام بگم گاهی تو نیاز نیست طرفت رو مجبور به کاری یا خواسته آیی بکنی اگر واقعا بخوادت جذب میشه ناخودآگاه خواسته هاتون اهداف تون .آرزو هاتون مشترک میشه

گذشت من از علاقه ام به فرانسه گفتم اینکه خیلی اونجارو دوست دارم و واقعا یکی از کشور های یه که دوست دارم یه روز ببینم یا حتی توش زندگی کنم نمی‌دونم دقیقا این علاقه از کجا اومد ولی همیشه در رویاهام این آرزو رو داشتم .چند وقت پیش محمد مصاحبه داشت برای فرانسه حتی به من هم نگفته بود بعد از این که گفت انگار که آنقدر که من گفته بودم اونجارو دوست دارم علاقه پیدا کرده بود یا علاقه داشت و علاقه اش بیشتر شده بود و با ذوق قشنگی راجب رفتن به اونجا حرف میزد جوری که قند توی دلم آب میشد درحالی که من هیچ وقت ازش خواهشی در این با ره نکرده بودم .می‌خوام بگم عشق شمارو شبیه بهم می‌کنه بدون اینکه تلاشی برای یکی شدن کنید و این به نظرم خیلی خیلی ارزش داره

کاش می‌توانستم بفهمم ازچی فرار می‌کنه و کمکش میکردم و بهش میفهموندم که ما همه کار میتونیم انجام بدیم به شرط اینکه ما باشیم.

وقتی جدا میشید هرکسی که ماجرا و بفهمه فقط یه چیز میگه فراموشش کن و به فکر خودت باش حتما قسمت نبوده

همه دنبال تموم شدن هستن هیچ کس نمیگه برگردید بهم درستش کنید حیفه .

چون هیچ کس درکی از رابطه ی عمیق بین تون نداره از سختی هایی که کشیدین از سال هایی که گذروندین ووو خلاصه

بسازید هیچ کس از ساختن و تلاش پشیمون نشده.

خوابشو دیدم...

خوابشو دیدم نمی‌دونید چقدر حالم کنارش خوب بود درست مثل همون روزا رو در روم نشسته بود با همون نگاه مهربون و لبخند قشنگش دستمو گرفته بود تو دستاش باهام حرف میزد ولی یادم نیست چی بهم می‌گفت ولی انقد واقعی بود که وقتی بیدار شدم باورم نمیشد خواب بوده:((

الان باید رفته باشه ناهار آخه تایم ناهارش به وقت اینجا میشه الان .یعنی دلش برام تنگ میشه من که اصلا حالم خوب نیست اصلا انگار زمان برام استوپ شده همه میتونن خندمو ببینن ولی غمی که تو دلمه رو هیچ کس نمیتونه ببینه گاهی خیلی احساس بیچارگی میکنم که هیچ کسو ندارم منو عمیقاً بفهمه خیلی بده خیلی .

دعا میکنم اگر قرار باشه به عشق تون نرسید هیچ وقت عاشق نشید💔

خدایا شکرت...

گیرم که سلام به فرض که حالت را بپرسم شعرت کنم قابت کنم کتابت کنم

وقتی اون جوری که باید باشی نیستی

دیگر چه فرقی دارد

مشترک دور از دسترس و تا ابد عزیز من فراموشت نمیکنم هیچ وقت از حافظه ام پاک نمی‌شوی همیشه نگاهی، صدایی، اسمی، آهنگی، مکانی ،رنگی،غذایی،زبانی،شهری،هست که منو یادت بندازه و همین ها برای فراموش نکردنت کافیه💚✨

همیشه برات دعا میکنم و از خدا برات سلامتی و آرامش می‌خوام

خیلی زیاد مراقب خودت باش 💚 ✨

بچه ها ممنونم از همتون برام دعا کنید واقعا نیاز دارم کسی از ته دلش برام دعا کنه 🙏🤍

میگذره...

امشب از ته دلم برای کسایی که واقعا همو دوست دارن و برای رسیدن به هم تلاش میکنن دعا میکنم بهم برسن و خوشبخت بشن♥️♥️

آرزو هات خاطره بشن عزیزم 💚✨

خوب باش جان من...

یه حالی دارم این روزا نه آرومم نه آشوبم

به حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم💚

بارون....

سلام قلبم امیدوارم حالت خوب باشه 💚

داره بارون میاد کوچه خیسه هوا گرفتس مثه دل من ؛(

دلم خیلی خیلی برات تنگه .ولی تو خوب باش همیشه خوب باش 💚

قلبم💚✨

من تو رویاهام باهاش خونه و زندگی دارم بعد شما میگین بهش فکر نکن؟

من روزی هزار بار قربون صدقه چشماش نگاش صداش خنده هاش حتی اخم کردن هاش میرم 💚✨

شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد...

دارم دیوونه میشم چقدر باید بگذره تا آدم قبل تو بشم محمد چقدر چرا نخواستی بمونی چرا دلمو آتیش زدی الان با این شهر و جای خالی تو چیکار کنم من با همه ی این آدما غریبم تو تنها آشنای من بودی یادته گفتی همه کاری کردی که من روزای سختمو فراموش کنم آره تونستی خوبم تو نستی من با تو دنیارو هم فراموش کرده بودم ساعت و زمان و کنارت گم میکردم .تمام مدتی که پیشم بودی و دستت تو دستم بود به این فکر میکردم اگه یه روز تنهام بزاری چی اگه دیگه نداشته باشمت چی تو تمام اون سال ها که میگفتی قصد رفتن به خارجو داری همش تو فکرم می‌دیدم تو فرودگاهی و داری برای همیشه تنهام میزاری و من فکر میکردم یه بار دیگه یتیم شدم:(( آره محمد من دختر قویی نیستم برای هرکسی قوی باشم برای تو و با نبود تو دیگه نمیتونم .هر وقت این آهنگ و می‌خوندی حتی با شوخی حتی با خنده من بند دلم پاره میشد .

میرم از شهر تو با یه کوله بار از خاطره...

اولین روزی که قرار بود ببینمت هیچ وقت یادم نمیره تا صبح از ذوق دیدنت خوابم نبرد از شیش صبح بلند شدم حاضر شدم من برای تمام وقتایی که میومدم دیدنت ذوق داشتم چی بپوشم چجوری آرایش کنم چیکار کنم که بهت خوش بگذره وقتی تو مترو برای اولین بار دیدمت قلبم از خوشحالی داشت از سینم میزد بیرون اون روز تا لحظه ی مرگمم یادم نمیره .یادته اون وقتا که تصویری حرف می‌زدیم تو حیاط بودی هی میگفتم بیا ببینمت تو مسخرم میکردی میگفتی بابا من خیلی زشتم اینا همش افکته منو میخوای چیکار ولی من تورو برای خودم نمی‌خواستم برای قلبم میخواستم قلبی که تا پیامت میومد تا زنگت میومد از حلش کنده میشد الان فکر میکنم همه ی اون روزا یه خواب بوده ی خواب قشنگ ی خواب خیلی قشنگ که کاش هیچ وقت ازش بیدار نمی‌شدم

کاش خیابون ولیعصر دست تو دست تو تا آخر دنیا ادامه داشت کاش هیچ وقت به مترو نمیرسیدیم کاش اون چشمای قشنگت رو هیچ وقت ازم نمیگرفتی کاش بجای متاسفم برای دوتا مون میجنگیدی بی معرفت منو بین این همه غریبه ول کردی چیکار کنم کجا برم که تو رو نبینم که تو اونجا نرفته باشی:(تو که بالاخره ی روز میری شهرت من اینجا بدون تو چیکار کنم محمد ؛(چرا خدا این کارو با من کردی تو که می‌دونستی من چقدر دوسش دارم از اون ور دنیا اوردیش احد کنار منو دوباره ازم گرفتی در بهشت و باز کردی نشونم دادی حالا میگی برگرد جهنم بسته:((( خدایا اگر به خیر اون کردی اشکال نداره ولی اگه بخیر من کردی من می‌خوام برش گردونی اون خیر منه تو که بهتر از هر کسی می‌دونی همه چیز منه 💚 🙏 ✨

همش باخودم میگم کی چشم مون زد محمد کی صدای خنده هامونو شنید؟که تو دلش گفت خوشبحالشون؟کی گفت چقدر بهم میان؟دیگه هیچی قشنگ نیست محمد هیچی دعا کن خدا راحتم کنه 💔

بهترین خاطرات زندگیم....

پایان خوشی نداشتیم

اما روزهای خوبی داشتیم

همین برای فراموش نکردنت کافیه💚✨

در این دنیا که نشد شاید در جهانی دیگر زیر درخت بلوط ♥️♥️

متاسفانه...

دراين دنيا افراد شجاع ميميرند
افراد باهوش ديوانه ميشوند
ودنيا پر از احمق هاى خوشحال است


مگه نرخ خوبی چنده...

من تو دریای جنونت دل دادم به آسمونت

بادبونامو سپردم به نگاه مهربونت

گم شدم تو دل بارون با یه حال عاشقونه

تو که گفتی نمیدونی پس بگو آخ کی می‌دونه

مگه نرخ خوبی چنده که تو برگای برنده

تو به این راحتی سوختی...

مگه من دوستت نداشتم مگه عاشقم نبودی؟

مگه آخرین بهانه واسه یه دلم نبودی؟

مثل گل مثل یه سایه مثل بیکران دریا

مثل یه حس عجیبی تویه صندوقچه ی رویا💚✨

توام برام دعا کن💚✨

نغمه آروم باش می‌دونم الان به شدت دلت براش تنگ شده هی یادش می افتی شاید اونم الان داره بهت فکر می‌کنه شایدم نه ولی پیام دادن تو هیچی رو عوض نمیکنه اون تصمیمش رو گرفته و رفته حالا چ دلش برات تنگ بشه چ نشه پس به انتخابش احترام بزار و به خودت و براش دعا کن حالش خوب باشه در هر حالی که هست شاید الان به این دعا نیاز داشته باشه پس آروم باش و براش دعا کن. چند نفس عمیق بکش و آروم باش دعا کن حال دلش خوب باشه خوبه خوب 💚

حالا پاشو برو سرکارت آفرین دختر خوب ✨

پوچی....

دلم همیشه میخواست منو ببره بریم روستاشون زندگی کنیم چیزی که همیشه دلم می‌خواسته فرار از شهر بوده اینجا آدما مردن و فقط فکر میکنن که دارن زندگی میکنند دارن پیشرفت میکنن ولی اینطور نیست .آدما دارن تبدیل به ربات میشن دیگه داره لذت بردن از زندگی یادشون می‌ره همش کار کار کار تجملات خود نمایی غرور برای چی برای کی ؟ البته که هر شرایطی یک بهایی داره به نظر من بهای زندگی در شهر خیلی بیشتره آنقدر که یک روز به خودت میای میبینی هیچی ازت نمونده ی جسم بی جون که هیچ لذتی از زندگی نبرده .من از زندگی شهری بیزارم کسی هم که حرف های منو نفهمه سال ها بعد حتما می‌فهمه مطمعنم.

می‌دونم محمد هم یک روز به اونجا برمیگرده و آخرش می‌فهمه که ته این همه دویدن هیچی نیست.ولی کاش الان میفهمید کاش آنقدر به همه چیز اهمیت نمی‌داد :((

فقط خدا می‌دونه که چقدر خستم از همه چی .

بی تو به سر نمی‌شود...

دلم همون یه نفری رو میخواد که نیست 💔

محمد بی تو هیچی خوب نیست هیچی

هیچی جز دیدن تو بودن تو خوشحالم نمیکنه

اگه تو ام حال منو داری برگرد بمون

اگه حالت خوبه و فکر می‌کنی کار درستی کردی برام دعا کن از فکرت بیام بیرون .دارم دیوونه میشم.

دلتنگی های بعد تو...

جان من کجای جهان را تنگ میکردیم

منو تو اگر در کنار هم می‌ماندیم

و در یکی از همین کوچه ها ی دنیا

خانه آیی داشتیم؟...💚💔

قلب منی هرجا که هستی...

عشق هیچ وقت دنبال نفع و منافع نیست عشق بی نهایته اینکه بگی خب دوسش داشتم ولی منو نخواست و رفت یا به هر دلیلی دیگه نیست پس عشقمم بهش تموم شده نه اینطور نیست

من عاشقشم حتی اگر هیچ وقت برنگرده حتی اگر پشت سرم بد بگه حتی اگه ازم متنفر باشه حتی اگه فراموشم کنه حتی اگر تمام آدم هارو به من ترجیح بده من باز هم عاشقشم اگر روزی ازم چشمام رو بخواد بهش میدم .💚

با تموم وجودم دلم براش تنگه ولی حالی ازش نمیپرسم چون نمی‌خوام ارامشش رو بهم بریزم

دلم میخواد بهترین زندگی رو داشته باشه و هیچ حسرتی تو دلش نمونه و تا آخر عمرش در خوشی و سلامتی و موفقیت زندگی کنه💚✨ آمیین 🙏

ذهنم به شدت خستس...

خوابم نمیاد حال روحم خرابه

چرا هیچی تو دنیا سرجاش نیست ما داریم چیکار میکنیم با خودمون؟! چه مرگ مون شده اومدیم رو این کره خاکی برای چی؟ یه متر گرفتیم دست مون برای هم حدو مرز تعیین میکنیم همدیگه رو به گلوله می‌بندیم شکنجه میکنیم که چی بشه می‌خوایم کجارو بگیریم؟!بچی برسیم؟!مگه سادگی چش بود؟مگه مهربونی و هم نوع دوستی چش بود؟!مگه انسانیت چش بود ما چه مرگ مون شده آهای آدما باشمام دارید با خودتون چیکار میکنید؟! دقیقا مشکل تون باهم چیه دنبال چی هستید؟!

من چرا هیچ کسو نمیفهمم؟واقعا نمی‌فهمم ها از صبح که بیدار میشم تا شب به هر دری میزنم که نفهمم دورم چ خبره

اصن نمی‌خوام بدونم تو دنیا چه خبره اصن از خبر بی زارم

از آدم بودن دارم بیزار تر میشم یعنی هرچی داره جلو تر می‌ره میگم حیوونا خیلی خوبن حداقل میفهمن چیکار میکنن !

وای یعنی واقعا به جایی رسیدم که دلم میخواد گوشیمو به مدت خاموش کنم بزارم تو کمد . واقعا نمی‌کشم .

در خیالم با خیالت بی خیال عالمم...

سلام قلبم امیدوارم حالت خوب باشه 💚

داره بارون می‌باره اولین باره این‌قدر شدید می‌باره اسمونم مثه من دلش گرفته ولی چرا خدا می‌دونه

وقتی برمیگشتم خونه دلم میخواست بهت زنگ بزنم با ذوق بگم محمد بارون میاد تو ام میگفتی چ خوب خوش بحالت:)

درسته دلم برات یه ذره شده هر روزی هم که میگذره بیشتر از روز قبل ولی مهم اینکه تو آرامش داشته باشی حالت خوب باشه بقیه اش مهم نیست خوب یا بد بالاخره میگذره درسته دلم میخواست بانو بگذره ولی خب همین که خدا به دلت ننداخت و رفتن و انتخاب کردی یعنی نباید میشد چراشم نمی‌دونم فقط می‌خوام به خیر مون باشه .راستش دیگه کمی ازت خیالم راحته درست داره تموم میشه کار پیدا کردی برای خودت کسی شدی دورت بگردم من برای تک تک پیشرفت هایی که تو این چند سال کردی از ته دلم برات ذوق کردم . مطمئنم روزای قشنگ تری هم داری و اتفاقات خیلی بهتری . همیشه بهت افتخار میکنم همیشه برات دعا میکنم

چند وقت بود فکرم همش تو پارک لاله بود دم به دقیقه جاهایی که باهم بودیم میومد جلو چشمم ،الان می‌دونی یاد چی می افتم حیاط روستا همش توش میچرخم دنبال درخت زردآلویی که برام کاشتی میگردم ،ی چیزی میگم مسخرم نکنی ها:) خیلی وقتا تو خیالم میرفتم اونجا تو دستمو میگرفتی میبردی اونجا و بهم نشونش می‌دادی میگفتی بیا نغمه خانوم اینم درختت:)منم کلی ذوق میکردم :)تازه اینجا شو نگفتم پسر مونم به یک سالشه خیلی هم شبیه بچگی های توسعه:))قربونش برم من قربون دوتاتون برم حسودی نکن به پسرم می‌دونم دوست داشتی دختر باشه ها ولی خوشحالم که پسره چون دیگه بعد مرگم نگرانش نمیشم اینش خوبه مثه باباش باهوش و زرنگ میشه از پس خودش برمیاد ولی گفته باشما عاشق هر دختری که بشه باهاش مخالفت نمیکنم عاشق هر دختری شد که واقعا دوسش داشت و فهمیدم اونم دوسش داره میرم براش خواستگاری دلم میخواد بچم با اونی ک دلش میخواد ازدواج کنه نمی‌خوام مثه ما بشه:(

میبرمش زیر درخت کمکش میکنم یه زردآلو از درختم بکنه بگم اخیش ببین محمد پسرم مردی شده ها ببین چقدر قویه هه توام ی چپ چپ نگاه میکنی انگار که حسودیت گل کرده باشه

بعدش میریم تو حیاط آتیش روشن میکنیم جوجه درست میکنیم مثل همیشه هم که همه ی زحمتاش گردنه توعه عشقمممم دیگه من بچه شیر میدما باید حواست بهم باشه :) رویا و خیال تنها چیزیه که برام مونده و هیچ کس نمیتونه ازم بگیره خب در ادامه دوست دارم منو ببری پیش مامانت می‌خوام برم غیبت تو کنم کلی باهاش حرف دارم می‌خوام بگم ببین مامان چقدر منو اذیت کرد حرسم داد تا منو آورد پیش شما ولی بالاخره اورد :)جاتون بهشت مادرجان .

نمی‌دونم سالگرد مادرت گذشته یا نزدیکه ولی می‌دونم تو همین روزا بود غصه نخوری ها یه روز همه جامون همونجاست

خب بعدش هم باید منو ببری باغ سیب بعدش هم مدرسه آیی که توش درس خوندی بعدش اون دشت بابونه که توش عکس گرفته بودی و قلبم و دزدیدی:) بعدشم دریاچه ی ارومیههههههه:)))جایی که همیشه تو فانتزی هام بود باهم بریم منم:))

خب دیگه الان اگه چت میکردیم حتما میگفتی نغمه دیره فردا باید ۶صبح بیدار بشم برم سرکار برو بگیر بخواب آفرین

فردا بازم حرف می‌زنیم الان خیلی خوابم میاد :)

نمیدونی چقدر دلم برای صدات تک تک اجزای صورتت تنگ شده:(

روزگار همیشه به کام دلت باشه عزیز دلم✨💚

رنج،دلتنگی،صبر،امید...

و این دنیا همیشه، مدیون کسانی خواهد بود که در خلوت خودشان عاجزانه گریسته‌اند، ولی سعی کرده‌اند که قوی بمانند.✨