به امید روشنایی....
متاسفم از اینکه دنیا داره جای ترسناکی میشه واقعا ترسناک. عشق، صداقت، وفاداری،انسانیت، شرافت، واقعا ترسناکه که همه این ها داره از بین میره و ترسناک تر این که ما از آگاهی زیاد داریم به بی آگاهی میرسیم و برعکس عمل میکنیم و این واقعا ترسناکه....
بعضی وقتا سخته آوردن اون چه که در ذهن مون میگذره رو بنویسیم و من الان هرچی تلاش کردم نتونستم این کارو انجام بدم فقط یک چیز بگم از خلاصه ذهنم...
مثل شنا کردن ، شنا بهم یاد داد نباید دستو پای اضافی بزنم و استرس غرق شدن رو داشته باشم و اگر این طرز فکر همچنان با من باشه هیچ وقت نمیتونم شنا یاد بگیرم و مقصر کسی نیست جز خودم.
شنا رو وقتی یاد میگیری که دست از دستو پا زدن اضافی برداری اگر این کارو نکنی مسول غرق شدنت خودتی.
+ نوشته شده در جمعه هفدهم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 0:46 توسط نغمه ی محمدم
|