زندگی همینه....
یه ضرب المثلی داریم میگه طرف شیر خونس روباه میدون
یعنی تو خونه بد اخلاقی و بد دهنی میکنه و دادو بیداد بیرون که میره همه میگن به به چ انسان خوب و با اخلاقی
این یه دفعه اومد تو ذهنم و یاد محمد افتادم یکی از اخلاق های خوبی که داره و من واقعا عاشقشم اینکه احترام میزاره و خیلی با اخلاقه نه فقط خانوادش یا کسایی که دوسشون داره باهمه خوبه و در چارچوب ادب صحبت میکنه وقتی جلوی کسی ازم تعریف میکنه که دلم میخواد براش بمیرم و این رفتارش همیشه برام قابل احترام بوده و باعث شده که جاشو تو دلم بیشتر کنه انقد که هیچ کس جز خودش توش جا نشه.
از اینکه این همه سال باهاش موندم پشیمون نیستم ولی گاهی از اینکه خیلی وقتا مجبورش کردم که بمونه از خودم بدم میاد و با خودم میگم چرا نزاشتم که بره با کسی بهتر از من آشنا بشه مگه من چی دارم هیچی به چی من دل خوش کنه که بمونه هرچند که هنوزم دلش به با من موندن نیست ولی اگه به خواست خودش اون موقعه رفته بودم شاید الان شانس بهتری داشت و با دختر مناسب تری که خانوادش هم قبولش کنن اشنا میشد
محمد لیاقتش رو داره که به هرچی میخواد برسه
ولی قلبا میخوام اگه به هر دلیلی تنهام گذاشت و رفت من اینجا نمونم
کاش جامون عوض بود اونجوری تموم تلاشم رو میکردم که اون زندگی رو بسازم که دلش میخواد داشته باشه کاش اون موقعه اصن برام مهم هم نبود خانوادم بخوان یا نخوان میرفتم باهاش زندگی میکردم ولی حیف که من بخشی از ماجرام نه تمام ماجرا و این همیشه حس نیمکت ذخیره بهم میده یعنی بشین تا وارد بازی بشی شایدم نشی اما میتونی از تماشا کردن بازی لذت ببری همین.
خدایا من که هیچی رو ازت بدون تلاش و صبر نخواستم هیچ آرزوی عجیب و قریبی نخواستم
یه زندگی معمولی با اونی که دوسش دارم همین
حالا اگه رویا های عجیب و غریب تو سرش نبود نمیشد
خب منم خیلی چیزا میخوام یکیش سفر به همه ی کشورها بعدش کمپر که جاهای قشنگ بمونیم و چادر بزنیم
شاید شد مثل روزی که محمد اومد تهران درسته دیر اومد ولی اون انتظار به اومدنش می ارزید خیلی هم می ارزید
الانم شده ده سال دیگه هم بریم خارج بازم میگم می ارزه خیلی هم می ارزه ولی نشد هم باز برام فرقی نداره با محمد همه جا برام بهشته کاش میشد میرفتیم ی جایی زندگی کنیم که آدماش ساده باشن مهربون و فهمیده
از کجا رفتم کجا....