دقیقا توی اون فصل از زندگیم هستم که دارم تحمل میکنم همه چی رو و احساس میکنم دارم از یه مسیر خیلی سخت عبور میکنم.دلم میخواد چشمامو ببندم و باز کنم ببینم که از اون مسیر گذشتم و یک نفس راحت از سر آسودگی بکشم...

میگن خدا به اندازه دل هرآدمی بهش درد و غصه میده:(ولی هرچی فکر میکنم میبینم این همه درد و مشکل واسه یه دل خیلی زیاده خیلی:((

نودونه سال باران بارید از غم

یک سال بارش شادی بود به آدم...

اینو همیشه مادرم می‌گفت وقتی کسی از غصه هاش می‌گفت:(